ضربالمثلي قديمي است كه ميگويد اختراع زائيده احتياج است . ميتوان گفت قاليبافي هنري است كه تقريباً از اوائل تمدن بشري در ميان چادرنشينان به سبب نيازي كه بدان داشتند، بوجود آمد . شكي نيست كه قالي در ابتدا شكل امروزي را نداشته و قرنها طول كشيده تا به شكل كنوني درآمده ، و اشكال بدوي آن را بايد در زندگي اوليه بشر جستجو كرد. بيشك اولين زيراندازي كه انسان نخستين در كف غارها و چادرها و مساكن خود براي مقابله با سرما و رطوبت و گرد و خاك بكار ميبرد، پوست شكار بود كه به دليل نداشتن روش دباغي صحيح ، دوام كافي نداشت و خيلي زود از بين ميرفت (1) . لذا جستجو براي يافتن و بهتر بگوئيم بافتن زيرانداز و كفپوش مناسب ادامه يافت تا با آشنايي به فن بافندگي (شايد با آموختن از عنكبوت يا پرندگان) و يا استفاده از نوعي ني، حصيربافي آغاز شد. بيدوامي حصير نياز به كفپوش ديگري را الزامي ساخت تا اينكه كمكم ريسيدن پشم و بافتن آن آغاز شد و زيراندازها از حصير به گليم و بعدها به قالي تبديل شد. بتدريج اين بافتهها ، رنگآميزي زيبا و چشمنوازي هم پيدا كردند و حس زيبايي پرستي بشر هم اغنا شد و طي قرون قالي بافي بصورت هنر و صنعتي پيشرفته درآمد. آسيا بعنوان مهد تمدنهاي بزرگ شناخته شده است آسياييها دو هزار سال قبل از اروپائيان كه هنوز در غارها و بصورت گروهي زندگي ميكردند و ابزار و اسلحه خود را از سنگ ميساختند برنز را شناختند . همه پژوهشگران بدون چون و چرا بر اين نكته اعتراف دارند كه قالي و قاليبافي هم از آسيا شروع شده است . ولي از كدام قسمت اين قاره وسيع و از چه زمان ؟ مشخص نيست . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 – راحت ، زهرا – سفادراني ، رنو – صفحه 44 پژوهشگران بر اين عقيدهاند كه تركستان ، ايران و قفقاز بايد مهد اين هنر بوده باشند . از عباراتي كه در انجيل و ادبيات كلاسيك آمده به اين نتيجه رسيدهاند كه هنر قاليبافي مدتها قبل از ميلاد مسيح شناخته شده بوده و وجود داشته است. به عنوان مثال هومر حماسهسراي معروف قرن هفتم پيش از ميلاد يونان ، صحبت از كاناپهاي كه با يك قالي ارغواني مفروش شده بود ميكند . با گزنفون مورخ فيلسوف و سردار آتني (430-355 قبل از ميلاد) كه در سال 401 پيش از ميلاد به جنگ با ايران باستان پرداخته ، گزارش كرده كه ايراني ها عادت دارند روي قاليهاي نرم استراحت كنند . (1) با نگاهي به نقشه جغرافيا ، امروزه منطقه وسيعي شامل كشورهاي آسياي صغير، تركيه ، قفقاز، ايران، تركستان، پاكستان، افغانستان ، هند ، تبت ، چين ، مصر، اسپانيا و حتي كشورهاي شبه جزيره بالكان (مانند روماني) را مييابيم كه هنر و صنعت قاليبافي در آنها وجود دارد،ولي آن طور كه پژوهشگران گفتهاند ايرانيان نخستين قومي بودند كه به قاليبافي پرداختند و در اين زمينه سرآمد جهانيان شدند. چناچه آخرين پژوهشهاي باستان شناسي هم دال بر اين موضوع است منظور اشاره به قديميترين قالي پرزدار شناخته شده موجود در جهان قاليچه پازيريك است كه در سال 1949 ميلادي برابر با 1327 هجري شمسي توسط گروهي از باستانشناسان روسي به سرپرستي پروفسور رودنكو در حفاريهايي در منطقه آلتاي سيبري جنوبي در مرز مغولستان ، در دره پازيريك كشف شد . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 – همان منبع – صفحه 43 اين قاليچه يا رو اسبي چون تقريباً مربع شكل است از مقبره يكي از سرداران سكايي كشف شد كه خوشبختانه بر حسب تصادف از آب پر شده و منجمد گشته بود و بصورت قالب يخ عظيمي درآمده بود. انجماد باعث حفظ اشياي موجود در قبر از جمله قاليچه يا رو اسبي مزبور شده بود. لازم به تذكر است كه سكاها يك قبيله چادرنشين ايراني الاصل بودند كه در زمان هخامنشيان در ايران و اطراف آن ميزيستند و تحت نفوذ تمدنهاي رومي ، يوناني و چيني قرار گرفته بودند.
قبل از وارد شدن به موضوع بد نيست گفته شود طبق فرهنگ معين قالي = قالين = خالي= غالي= غالين مأخذ از قاليقلا گرفته كه قاليبافي در آن رواج فراوان داشته است. هنر قاليبافي در ايران علاوه بر آن كه سابقهاي طولاني دارد و طي هزارها سال بازگو كننده ذوق و هنر ايران و ايراني بوده است . پيوند تنگاتنگي با نيازهاي مادي و معنوي ساكنان اين سرزمين پهناور داشته و ميتوان آن را بازتاب شرايط زيست و عناصر فرهنگي اين مردمان قانع و سخت كوش دانست.(1) فلات ايران با آب و هوا گياهان و وضعيت جغرافيايي ويژه ، زندگي چادرنشيني و عشايري را غير قابل اجتناب ساخته و بنابراين سرچشمه هنر قاليبافي را بايد در زندگي عشايري جستجو كرد و بدنبال آن كم كم به دهات و شهرها و نهايتاً دربارها ، راه يافت . ايلات و عشاير ايران براي پوشاندن كف چادرهاي خود و تزئين آنها - با استفاده از پشم فراواني كه از دامهاي خود به دست ميآوردند- نه تنها اين هنر در زندگي روزانهشان جنبه كاربردي داشته ، بلكه جزء زيباترين آثار هنري به حساب ميآيند . علاوه بر قالي ، گليم ، سفره ، رواسبي ، خورجين و نوار چادر عشاير را مي توان نام برد. هر قالي تشكيل ميشود از رشتههاي تار ، پود و هزاران گره تركي يا فارسي كه پرز يا به اصطلاح گوشت قالي را تشكيل ميدهند. قالي با الياف حيواني و نباتي تهيه ميگردد. به عبارت ديگر مواد اصلي به كار رفته در قالي پنبه يا كتان ، پشم و ابريشم است. رشتههاي تار و پود معمولاً نخي (گاهي پشمي و ندرتاً ابريشمي) است و از پشم و گاهي ابريشم براي بوجود آوردن پرز قالي استفاده ميكنند . نخستين مرحله بافتن قالي ، ريسندگي و تهيه نخ براي تارها و پودهاست. البته نحوه پود گذاري متفاوت است. علت محكم و سفت بودن و دوام زياد فرش كرمان بدليل همين نحوه پود گذاري آن است . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 – همان منبع – صفحه 42 پس از آن دارهاي عمودي يا افقي آماده ميشود و به كمك تارهاي نخي ، چلهكشي انجام ميشود . سپس كار بافتن قالي آغاز ميگرددو گلولهاي پشم رنگ شده، نقشه و قاليباف پا در ميان ميگذارند . قاليباف پاي دار مينشيند و پس از چند رج زنجيره زدن و گليم بافي ، بافت قالي را از روي نقشه آغاز مي كند(بافنده عشايري عمدتاً بطور ذهني باف اين كار را انجام مي دهد) . آنچه زيبايي قالي را صد چندان ميكند، نقش قالي است كه با استفاده از هزاران قطعه رشتههاي پشم رنگ شده و گرههايي كه كنار هم زده ميشوند. بوجود ميآيد. بعد از هر رج گره گاهي يك پود و گاهي سه پود نازك و كلفت از بين تارها رد شده و با شانه مخصوص يا دفتين كوبيده ميشود تا گرهها انسجام بيشتري يابند . علت محكم بودن و دوام زياد فرش كرمان همين نحوه پودگذاري آن است .
|